مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker ما رؤيت شديم! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
ما رؤيت شديم!

بالاخره مامان و بابا منو ديدن! البته من كوچيكتر از اونی بودم كه قرار بود باشم. ۱۷.۵ ميليمترم و ۸ هفته و ۳ روزمه! صدای قلبم رو هم شنيدن كه خيلی منظم بود. اين مسائل نشون می‌ده كه من به بابام نرفتم چون هم كوچيكم هم منظم!!! ولی اين سونوگرافيه باعث شد مامان باور كنه كه من هستم!كلی هم از ديدن من ذوق كرد و هيجان زده شد.يه عكس ۲*۳ هم از من دادن به مامان و بابا. الان پيش دكتره ولی سعی می‌كنم بعداً بدم اسكنش كنن بيارمش اينجا كه همه منو ببينن.

پريشب بالاخره پدر بزرگ منصور و مادر بزرگ سحرو ديدم ولی نمی‌فهمم كه چرا اونا هم سن بابا و مامانن !!! عمو محسن رو هم ديدم ولی مو نداشت! كچل شده بود!

ديروز دو تا از خوشگل ترين كادوهای زندگيم رو هم گرفتم. خاله سارا برام يه كلاه آبی و طوسی با يه جفت جوراب صورتی كه توری قهوه‌ای داره خريده جوراب صورتيه يه داستان داره بگم؟

يه روز تو اتاق نوزادان بيمارستان دوتا نوزاد نزديك هم خوابيده بودن اولی به دومی می‌گه تو دختری يا پسر ؟ دومی می‌گه نمی‌دونم ،تو خودت دختری يا پسری ؟ اولی می‌گه نمی‌دونم ولی اگه لحافت رو بزنی كنار بهت می‌گم كه دختری يا پسر. دومی لحافش رو می‌زنه كنار يهو اولی جيغ می‌زنه  : تو دختری تودختري. دومی می‌گه از كجا فهميدی ؟ اولی می‌گه آخه جورابات صورتيه!!!! 

اين جك مورد علاقه خاله ساراس برای همين هم برام جوراب صورتی خريده! مرسی خاله سارا جونم بوس

تا اخبار جديد بعدی خدافظ