مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker مازيار و دوستان! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
مازيار و دوستان!

من اونقدر چيزاي جديد مختلف مي‌گم كه ديگه حسابش داره از دستم در مي‌ره. مامان كه تصميم گرفته كلمات جديدم رو توي يه دفتر يادداشت بنويسه!

از كارتاي ميوه‌هام كه خاله نگار و عمو مزدك برام خريدن ، ميمو (ليمو) و آلابا(آلبالو)‌ و سي(سيب)‌ و مو(موز) رو ياد گرفتم . از حيووناش هم عر(‌خر)‌ ،‌ماو (گاو) ، پيشي و هاپو(قديمي)‌ ابس‌(اسب) ،‌ ميمه‌( ميمون) جيجه (‌كبوتر ، اردك، گنجشك و جوجه)‌ و طي طي ( طوطي)‌رو بلدم.

بتركه چشم حسود ، كور شه اوني كه نمي‌تونه ببينه ، ۳ روزه خوب غذا مي‌خورم!!!

ديروز داشتم فكر مي‌كردم كه مدتهاست كتاب نخوندم و خلاصه خيلي از بازار نشر روز عقب موندم. آخه خونه مامان‌بزرگم دويه تا كتاب بيشتر ندارم كه ۲ تاش مال حمومه يكيشم پاره شد! يعني راستش پارش كردم!!! خلاصه كه وقتي رفتيم خونه خودمون مي‌رم يه سر شهر كتاب ببينم چي هست يه چندتايي كتاب بخرم. كسي پيشنهادي نداره؟

توپ و لگو اسباب بازيهاي مورد علاقم هستن. ( حالا همه نرن عيدي برام توپ بخرن ها ۴ تا توپ دارم) .

چندتا دوست جديد پيدا كردم كه لينكشون رو گذاشتم، يعني يه مدتي بود كه مي‌شناختمشون ولي خب تنبلي يه ديگه. اگر كساي ديگه‌اي هم هستن كه دوستمن و من يادم رفته لينكشون رو بذارم خودشون با زبون خوش كامنت بذارن كه من يه دفعه همه رو اضافه كنم چون ديگه مي‌ره تا ۱۰۰ سال ديگه! مي‌گم حالا كه ما اينهمه دوستيم مياين يه قرار وبلاگي توي يه پلي هاوسي يا پاركي يا توي قسمت بازي جام جم بذاريم؟ مثلاً‌بعد از عيد كه مامانا كارشون كمتره خوبه؟

چون نزديك عيده اين عكس عيد پارسالم خونه قبلي يه خاله مرمر اينا رو مي‌ذارم. حيف كه خونشون رو عوض كردن و من هنوز نمي‌دونم مي‌شه اون ويترين مثلثه رو بندازم يا نه!

فعلاً خدافظ