مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker هردم ازين باغ بری می‌رسد! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
هردم ازين باغ بری می‌رسد!

آقا اين مامان ما نمی‌دونم چرا هر روز پيش يه دكتر می‌ره. دوباره يه دكتر جديد پيدا كردن اونم چی تو بيمارستان ايرانمهر. حداقل حسنش اينه كه من بلايی سرم نمی‌آد فقط اگر مامان سزارينی بشه من می‌شم شوييچی و نل و هاچ زنبور عسل! 

يه خبر هيجان انگيز ديگه اينكه دوستای مامانم و بابام خانم شين و آقای الف هم دارن يه نی‌نی می‌آرن كه درست هم سن من می‌شه. هوراااااااااااا! من چقدر دوست و آشنا دارم بابا!

مامان و بابا و مامان بزرگ بابا بزرگ و خاله آيدا هنوز در حال پيدا كردن اسم برای من هستن . كسی پيشنهاد جديدی نداره؟

فعلاً من بايد برم انگشتام رو بكنم تو سوراخ دماغ های مامانم كه نتونه نفس بكشه ! (الان يه ماهه دارم به‌طور مداوم اينكار رو انجام می‌دم!) خدافظ