مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker این پست حرف بد دارد. زیر ۱۶ ساله‌ها نخوانند! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
این پست حرف بد دارد. زیر ۱۶ ساله‌ها نخوانند!

دیروز رادین اومده بود خونه ما و کلی باهم!!! دروغ گفتم جداجدا از هم! بازی کردیم! جای همه بقیه دوستا خالی. عکس هم داریم بعداً می‌ذاریم. ولی فعلاً اومدم سه‌تا چیز تعریف کنم و برم:

۱- یه عالمه وقت پیش یه بار سر چهارراه کاوه یه خانوم دستمال سفره فروشی اومده بود دم ماشین ما. منم به‌خاطر علاقه خاصی که به گدا ها و فروشنده‌های سر چهارراه دارم معمولاً هی به مامانم می‌گم بخر بخر و اگر نخره بغض میکنم. خلاصه این خانومه اومد به مامانم هی گفت خانوم بخر جون بچت بخر من کلفتی خودت و ننه و بابات رو می‌کنم تورو خدا بخر!!!‌مامانم هم عصبانی شد و گفت خانوم من بچه کوچیک دارم این چه مدل حرف زدنه . در ضمن نمی‌خوام دستمال. بفرمایین. خانومه هم شروع کرد و گفت : گ.. خوردم گ... خوردم شاکت می‌شم خفه می‌شم تورو خدا بخر!!! مامان هم حسابی کفری شد و شیشه ماشین و بست و گازش رو گرفت و رفت. منم کلی غصه خوردم. خلاصه از اون زمان یه ۳ ماهی گذشت دیروز پشت چراغ قرمز یهو چشمم افتاد به خانومه و بغض کردم و به مامانم گفتم خانوم خانوم. مامانم گفت کدوم خانوم؟ منم با بغض و چشم گریون گفتم : گ.. خوردم گ..خوردم. ساکت می‌شم!  دیگه بماند که مامانم از این حرف زشتی که من زدم داشت سکته می‌کرد که اگر مامانی بفهمه و بابایی بفهمه کلش کندس که من رو بی‌تربیت بار آورده و خلاصه کلی برای من من باب این حرف بدیه سخنرانی کرد!!!

۲- صبح خونه مامانی داشتم از پله بالا می‌رفتم پام رو رو اولین پله گذاشتم و گفتم وان(همون یک انگلیسی!) بعد دوپله یکی کردم و گفتم تری ( مون سه انگلیسی دیگه !!!) مامان گفت مازیار پس تو (دو انگلیسی)‌ چی ؟ من هم که نمیدونم این مامانم با این سن و سالش چرا اینقدر ریاضیش بده خیلی با لحن عاقل اندر سفیح به مامانم گفتم : پام رو رو تو (ای بابا همون ۲ انگلیسی) نذاشتم !!!!

۳- شنبه با مامان رفتیم افتتاحیه نمایشگاه مریم سالور . علاوه بر مجسمه‌های خانومهای بالدار یه سری مربع بود که توش دوتا چشم و یه دماغ داشت و حالت چشمها توی کارهای مختلف فرق می‌کرد. منم که دیدم همه دارن کارها رو نگاه می‌کنن و نظر می‌دن به مامانم گفتم مامان چش چش داره دو ابرو نداره دماغ داره دهن نداره گردوش هم square اِ !!!! اینکه گارسون های کافه گالری ( که نمایشگاه اونجا بود) هی قربون صدقه من رفتن و هی بهم ساندویچ و فلاور موخیتو دادن هم ربطی به این قضیه نداشت. آهان تازه وقتی داشتم با لذت فلاور موخینو رو می خوردم بلند گفتم آبش مزه قورباغه می ده . توش گل هم داره!!!!

پ.ن.: منظورم از حرف بد همون گ.. بود. خب به من چه که خانواده مادریم اینهمه زیادی مودبن!

پ.ن.:من در روز ۱۳ آذر برای اولین بار توی لگنم اه اه  کردم.این فقط برای ثبت در تاریخه وگرنه من شرمنده همه دوستام که بلدن جیش و اه اه شون رو بگن هستم!