مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker جوجو gay می‌شود! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
جوجو gay می‌شود!

من چند روز پيش سه ماهم تموم شد و وارد چهار ماهگی شدم . از وقتی در مورد سايزم تو سونوگرافی خيط كردم ديگه جرأت گفتن اندازم رو ندارم. هروقت رفتم دوباره سونوگرافی خبر می‌دم. شايدم گفتم كه دخترم يا پسر.

جاتون خالی مامان و بابا جمعه يه مهمونی گنده به مناسبت اومدن عمو عرضا از آْلمان گرفته بودن كه كلی من رقصيدم و آهنگای مبتذل گوش كردم . هرچی داد زدم برام موتزارت بذارين كه هم باهوش شم هم گوش موسيقيم قوی شه كسی به خرجش نرفت. منم گفتم ول كن بابا بذار قرمونو بديم.

چهارشنبه شب رو هم كه ديگه نگو همه نوع بد آموزی كه فكر كنين داشتم . خونه عمو نادر و خاله شكيبا بوديم. مامان بابا كلی كلاس گذاشتن كه جلسه فيلم ديدن داريم منم از همه جا بی خبر كلی ذوق كردم كه من چه بچه روشن فكريم كه از حالا تو اين برنامه‌ها شركت می‌كنم! تازه من كه تنها نبودم دوستم كه هم سن منه و تو شيكم خاله شيدا هستش هم بود. آقا چشمتون روز بد نبينه يك فيلم از آْلمادوار گذاشتن هرچی صحنه بد و بی ناموسی و هم جنس بازيی كه فكر كنيد توش داشت. هی من چشمم رو بستم هی رومو كردم اونور مگه تموم می‌شد؟ خلاصه كه عمو نادر من اگر پسر شدم مردونگيم رو از شما می‌خوام!!!!

كلی هم كادو كتاب گرفتم يكی از عمو نادر كه توش كارهايی رو كه در آينده بايد انجام بدم تا كفر مامان در بياد ياد می‌ده . (البته خودم بلدم!) چند تا هم از خاله نگار و مامان عمو مزدك و اينا...

فعلاً ديگه می‌رم چون مدير عامل مامان اينا داره مياد از من بازديد كنه!