مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker جوجو بچه مهندس! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
جوجو بچه مهندس!

ديروز بابا جونم فارغ‌التحصيل(تا حالا ديديد يه جنين كلمه به اين سختی رو بنويسه!) شد. منم كه خيلی خوشحال شده بودم و بيشتر از قبل عاشق بابام شده بودم تو ماشين وقتی بابام با تلفن صحبت می‌كرد هی وول می‌زدم وقتی ساكت می‌شد منم آروم می‌شدم!

پريروز هم مامان دوباره برام آهنگ گذاشت.من اولش داشتم با آرامش گوش می‌كردم . مامان هم ديد من تكون نمی‌خورم گوشی رو از رو شكمش برداشت منم بهم برخورد و يه تكونای اساسی خوردم مامان هم دوباره گوشی رو گذاشت رو شكمش!! ولی منم مثل بابام عاشق سپيده شدم وقتی آهنگش شروع شد حسابی شروع كردم به رقصيدن اين مامان هم كه از اول با اين سپيده بيچاره بد بود گفت : آخی! بچم از سپيده خوشش نمياد . و آهنگ رو عوض كرد و گوگوش گذاشت منم كه بهم بر خورده بود ديگه تكون نخوردم. آخه چرا اين زنا اينقدر حسودن؟؟؟ بابا جون وقتی به دنيا اومدم می‌رم يه دی وی دی سپيده می‌خرم همش با هم ببينيم. باشه؟

قضيه روابط حسنه من و بابام يه طرف قضيه اشغال اتاقم توسط بابام يه طرف ديگه. ديروز بابابزرگم هم به بابام گفت كه حالا كه تزش رو داده ديگه وسايلش رو جمع كنه و بره بيرون. البته اين مامان بدجنسم يه خيالايی داره و می‌خواد از سر وسايل من يه ميزتحرير برای بابا بخره و تو اتاق من بچپونه. فقط دلم می‌خواد اينكارو بكنن ببينن من سال ديگه اين موقع چه بلايی سر كامپيوتر و نقشه های بابام ميارم. وقتی پوستيای تو عمو پارسا و عمو ممدرضا رو جويدم می‌فهمين.

مامان دوباره هفته پيش رفت دكتر و صدای قلب منو شنيد يه عكس جديدم دارم كه خيلی توش خوشگل افتادم دستم رو هم گذاشتم زير چونم و ژست گرفتم . بابا جون می‌شه لطفاً اسكنش كني؟ بابام می‌گفت شبيه اونم ولی پيشونيه قلنبه بلندم كه شبيه مامانمه!!! البته فقط برای اون عكس ژست گرفتم و در بقيه مواقع همش دوتا دستم رو می‌گرفتم جلوی صورتم!

مامان و بابا و بقيه تقريباً رو يه اسمی توافق كردن ولی فعلاً نمی‌گم شايد خواستم عوضش كنم ... يعنی شايد يه اسم بهتری پيداشد ! ولی بابابزرگم از حالا به اين اسم صدام می‌كنه . گاهی هم بهم می‌گه امداد خودرو!!!

فعلاً خدافظ