مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker جوجوی با اراده - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
جوجوی با اراده

من يه ۱۰ روزيه که ياد گرفتم با دستم چشمم رو بمالونم! ولی اين بابا مامان من از ترس اينکه از اين پدر و مادرای کليشه که هی قربون صدقه بچه‌هاشون می‌رن نشن، اصلاً‌ به روی مبارک خودشون نياوردن . تا بالاخره مامان زحمت کشيد و به بابا گفت: مثکه اراديه ها!  واقعاً‌ که خسته نباشن

پريشب رفتم خونه عمه‌های مامان‌بزرگ . ديشب هم خونه خاله مونا . اونقدر همه‌جا همه منو دوست دارن!! به قول اون پدربزرگ مامان که تو مرحوميت دوم شد روزی يک کار نيک می‌شه کرد . وگرنه من همش می‌رفتم اينور اونور که همه خوشحال شن و قربون صدقم برن.

در ضمن اگر دنبال جای خواب گرم و نرميد آغوش دايی پيدی رو از دست نديد.البته با اجازه مخصوص از خاله صدف . در ضمن شقايق جون من يه دايی پيدی دارم شما يه نسبت جديد برای خودتون پيدا کنيد . من اگر جنسيت اطرافيانم قاطی شه گيج می‌شم و خطر گی شدنم می‌ره بالا.

خدافظ