مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker کادويی برای جوجو... - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
کادويی برای جوجو...

من ديروز ۲ ماهه شدم ولی می‌دونين کادو چی گرفتم ؟ ۳ تا واکسن!!! اونقدر درد داشت که نگو . اونم با چه ناجوان‌مردی... من واسه خودم خوش و خرم روی تخت دکتر دراز کشيده بودم و به دکتر و مامان و بابا و مامان‌بزرگ لبخندای گنده می‌زدم که کيف کنن که يهو بابا پاهام رو محکم گرفت و دکتر يه آمپول زد توی رون راستم منم يه جيغ اساسی کشيدم و تا بيام ببينم چی شده ديدم يکی هم زد تو رون چپ. خلاصه که نامردی نکردن و تا تونستن منو سوراخ کردن . البته يه واکسن فلج اول بود که خوراکی بود تلخ هم بود منتها چون من عادت به طعم‌های تلخ دارم و خيلی هم باهاشون حال می‌کنم چيزی نگفتم و فقط واکسن رو مزمزه کردم . ولی نمی‌د.نم چرا بعدش چيپس و ماستی چيزی ندادن که تلخيش رو بگيره!! خلاصه که من از ديروز تب دارم و بی‌حالم .اشتهام هم کم شده و هر از گاهی جيغ‌های بنفش می‌کشم .ديشب هم خونه مامان‌بزرگ مونديم که اونم از جيغ‌های من نتونه بخوابه و غصه بخوره تا بفهمه اين نشد کادوی دوماهگی بچه...

من يه هفته يا يه کم بيشتره که عاشق زرافه های بالای تختم که پسر عمه‌هام برام خريدن شدم و بهشون نگاه می‌کنم و چرخيدنشون رو دنبال می‌کنم ولی يه وقتها که يکی رو نگاه می‌کنم ولی اون ميره يه جايی که نمی‌بينمش حرص می‌خورم تا بعدی برسه!!! آهنگش رو هم دوست دارم. وقتی هم کسی باهام حرف بزنه يا بازی کنه می‌خندم

يه نی‌نی يه ديگه هم داره مرداد ماه مياد . نی‌نی يه اون خاله و عمويی که عيد مامان و بابا رو بردن توی يه جزيره متروک و شب گير افتادن و نتونستن برگردن!!!! حالا به نظر شما من تلافی بکنم؟

مامان کما کان به تلاش برای تيزهوش کردن من ادامه می‌ده و هر از گاهی کتابی CD چيزی می‌خره که من نابغه بشم... 

وزن من ديروز ۵:۶۰۰ و قدم ۵۸سانت بود.

تا بعد