مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker خاله‌های محترم مرمر،سحروشيدا نخوانند. تکراريه! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
خاله‌های محترم مرمر،سحروشيدا نخوانند. تکراريه!

امروز من دچار جهش ژنتيکی شدم! دستم رو به طرف دندون گيرم دراز کردم و گرفتمش! زرافم رو دودستی بغل کردم و گوشش رو خوردم!!! دم ببرم رو گرفتم و کشيدمش پايين طرف خودم. آخر سر هم به سختی خودم رو هل دادم جلو و نشسته تلويزيون ديدم!!!! ما اينيم ديگه...

امشب با مامان و بابا و خاله سحر و عمو منصور و عمو علی و خاله مرمر رفتيم اسکان. يه عمو عليه ديگه هم اومده بود( يکی به من بگه من چند تا عمو علی دارم؟؟؟) خاله تکتم و اين عمو علی جديده برام يه جوجو خريدن که من تو همون نگاه اول يه دل نه ۱۰۰ دل عاشقش شدم. مرسی خاله تکتم  زود ميام منو ببينين.

عمه جون کوچيکه مامان بزرگم برام يه تشکچه و بالشچه ساتن سفيد خيلی خوشگل درست کردن . به همين مناسبت من ۳ شبه که ديگه تو بغل نمی‌خوابم . مامانم منو دمر ميذاره رو تشکچه منم يه کم نق می‌زنم و لالا

نی‌نی خاله مانا و عمو منوچهر هم اومد اسمش هم شايا شده. من که هنوز نديدمش. ولی خب ديگه جمعمون جمع شد.۳ تفنگدار...

خاله مرمر و خاله سحر( مگه نگفتم نخونيد؟؟؟) حالا که تا اينجا رو خوندين:

خاله مرمر من شرمنده روی شمام  از اين به بعد با خودم گلاب ميارم تا در مواقع ضروری که خودتون ميدونين به روتون!!! در ضمن مرسی که هوای گشنگی و خواب منو دارين . اين مامانم که تا منو به کشتن نده ول کن نيست!!!

خاله سحر ما خيلی چاکريم ها ! هوای مارو پيش دختر جديده فاميلتون ... خلاصه ديگه...

يه بوس و لالا(جيشش رو تو پوشک کردم. نگران نباشين)