مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker جوجو دريايی - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
جوجو دريايی

من رفته بودم شمال نمی‌دونين چه خوب بود. خنك بود. و چيزايی كه من عاشقشونم به وفور بودن. ۱- باد كه می‌خورد تو صورتم و من عشق می‌كردم ۲- برگ كه خيلی دوست دارم و از ديدنش خيلی خوشحال می‌شم ۳- مامان كه هر ساعت از روز به هر علتی كه لازمش داشتم بود ۴- بابا كه ايضاً مامان . اونجا رفتم كنار دريا و پياده‌روی كردم . رفتم نارنجستان . رفتم تو حياط و گل و برگ بو كردم. خلاصه كه عالی بود.

ولی وقتی برگشتيم من دچار ديپرشن شدم و شنبه اونقدر بد اخلاقی كردم كه مامان تصميم گرفت نره سر كار و با من بازی كنه كه يه كم از بار غصه‌هام كم بشه! اسباب بازی مورد علاقه جديدم هم يه چرخ و فلك كه خاله مرمر و عمو علی بهم عيدی دادن و من هی می‌زنم به دلقكای توی چرخ و فلك و اونم می‌چرخه و من ذوق می‌كنم!

اوضاع كلی خوبه فقط يه مولتی ويتامينی مامان‌فرح بهم می‌ده كه توش آهن داره و بينهايت بد مزس و من هروقت می‌خورمش حالم بد می‌شه و كلی هم گريه می‌كنم! مامان‌فرح به مامانم گفته كه ديگه خودش اونو به من نمی‌ده چون می‌ترسه من ازش بدم بياد و ديگه دوسش نداشته باشم. از امروز قراره مامان‌فرح تری وی سول كه مزه آلبالو می‌ده بهم بده بعد عصر مامانم جدا بهم قطره آهن بده! كسی راهی سراغ نداره كه من بتونم از زير خوردن اين كوفتی در برم يا اصلاً يه خوشمزش وجود نداره كه بگم بابا جونم برام بخره؟؟؟؟؟

كماكان دارم سوپ پلو مرغ و سرلاك برنج و پوره سيب می‌خورم فكر كنم از اواخر اين هفته ديگه به سوپم هويجم بزنن! در ضمن قراره همين روزا يه روروك بخرم كسی اطلاعاتی در اين زمينه داره كه به مامانم و مامان سينا كمك كنه؟

نی‌نی عمو نويد و خاله ثمانه (سمانه؟) هم دنيا اومد. شنيديم كه خوشگله و قرمز وبر خلاف من مو داره!‌  آخه من كچلم هنوز!

ديگه كاری ندارم . قربان شما . خدافظ