مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker دندون دندونم كن با دندون دون دونم كن! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
دندون دندونم كن با دندون دون دونم كن!

عمه آيدای عزيزم من نيت كردم. زور زدم. مو كه در نياوردم هيچی به جاش دندونم اومد بيرون. حالا اگر اول جوونی‌ كچل شدم و  بی‌دندون شكل عمو علي، تقصير شماست!‌چرا هی می‌گين زور بده؟ تازه تو اين زور دادن چه اتفاقات وحشتناك ديگه‌ای افتاد كه مامان مجبور شد تو شمال بدون ماشين رختشويي، خودش و ملافه و لباس خوابش و من و لباس خوابم رو بشوره ، رو ديگه نمی‌گم چون آبروم می‌ره...

خلاصه كه ما شمال بوديم و من همزمان با رحلت امام و تولد خاله آزی دندونم نيش زد بيرون. البته درد داشت ولی من اصلاً بد اخلاقی نكردم و سعی كردم مسافرت رو به خاله‌ها و عمو‌ها كوفت نكنم!تو مسافرت هم خيلی بهم خوش گذشت چون يه عالمه آدما بودن كه خيلی منو دوست داشتن و هی منو بغل و محبت می‌كردن. تازه سينا هم اومده بود يه روز پيشمون و سوار روروك من شد!‌ ولی خب من خيلی دست و دلبازم و اصلاً نفهميدم كه سينا اون تو رفته!! استخر هم رفتم . استخر خود خودم! باديه و عمو مزدك و خاله نگار برام عيدی خريده بودن. توپ و تيوپ هم داره!

حالا مامانم جلسه و عجله داره. بعداً مفصل تعريف می‌كنم!