مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker ويک اِند - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
ويک اِند

۱- ديگه حسابي چاردست و پا مي‌رم.

۲- از حالت سينه خيز يا دراز كشيده مي‌شينم.

۳- چند ثانيه دست ولي واي‌مي‌ايستم .

۴- آخر هفته دبي بودم. كلي بهم خوش گذشت. اونقدر رفتم استخر، يه روزم رفتم وايلد وادي. كلي هم برنزه شدم . يه تيوپ هم خريدم كه پام رو مي‌كنم توش و شنا مي‌كنم . ولي خالي هم مي‌تونم يه كم شنا كنم. مامان يا بابا بزرگ يا مامان بزرگ كه من رو مي‌بردن استخر زير دلم رو مي‌گرفتن و من دست و پا مي‌زدم. البته دلم براي بابام خيلي تنگ شده بود و وقتي رسيدم اول كلي از پشت شيشه فرودگاه بهت زده نگاش كردم . اصلاً باورم نمي‌شد كه بابامه بعد ديگه كلي ذوق كردم و رفتم تو بغلش و ...

۵- ديشب رفتم عروسي عمو بهرنگ و خاله كتي. از اول تا آخرش خواب بودم ولي آخرش پاشدم و كلي خوش اخلاقي كردم و به‌همه خنديدم . البته يه كم هم خجالت خوش اخلاقانه كشيدم. لباساي مردونه شيك هم پوشيده بودم و خيلي آقا و خوش تيپ شده بودم. حالا شايد بابام عكسم رو گذاشت تو فوتوبلاگم. آخه قبل از عروسي با لباس شيكام و عينك آفتابي كه از دبي خريدم عكس گرفتم.