مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker اندي جون ناراحت نشي تورو خدا !‌منظوري نداشتم! - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
اندي جون ناراحت نشي تورو خدا !‌منظوري نداشتم!

ديروز يه قدم برداشتم!!!!

ياد گرفتم بگم  پيشي ،‌ هاپو و هاپ هاپ.

عادت كردم وقتي مي‌خوام بخوابم گوش مامان يا بابا رو ماساژ بدم. خب مي‌خوام خستگي يه گوششون ازسر و صداهاي من در بره .

خاله آيدا برام يه جعبه مداد شمعي خريده . منم ياد گرفتم كه باهاشون كاغذ رو خط خطي كنم ولي شلوارم رو براي اين منظور ترجيح مي‌دم. قبلاً هم برام به هاپو خريده بود كه اولش دوسش نداشتم ولي الان خيلي دوسش دارم و وقتي مي‌بينمش مي‌گم هاپ هاپ. حالا فهميدين چرا همش مي‌گم آيدا؟

ديشب رفته بوديم خونه سوسن جون اينا ( فاميلاي بابام) اونا هم اول يه موسيقي گيتار كلاسيك گذاشته بودن بعدم سارا برايتمن. منم از اول تا آخر دست زدم و رقصيدم . من با فرهنگم . با خوشگلا بايد برقصن كه نمي‌رقصم. يه ركوييمي چيزي!

گردو خوردم تازگي! خوب چيزي يه ها ! چرا تا حالا بهم نداده بودين نامردا.

ديگه خبري نيست