مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker پس تولدانه - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
پس تولدانه

مي‌دونم خيلي از تولدم گذشته ولي خب ديگه... اين عكس كادويي كه مامان و بابام بهم دادن و من از دور! عكس از بابام‌( البته مامان فكر مي‌كنه خودش اين عكس رو گرفته. ولي چون حافظش خوب نيست بي‌خيال شده و مي‌گه عكس از بابامه!)

روز ۵ آذر يعني ۳ روز بعد از تولدم رفتم دكتر. از موقع تولدم ۶كيلو ۴۰۰ وزنم اضافه شده و ۳۲ سانت قدم . قدم روي خط ماكزيممه و وزنم زير خط ميانگين. بعد از اندازه‌گيري‌ها بهم يه واكسن هم زد. منم كلي گريه كردم ولي اصولاً اون موقع خبر خاصي نبود . تا اينكه از جمعه يهو تمام تنم دونه‌هاي قرمز ريخت بيرون و تب كردم. خلاصه كه يه نيمچه سرخكي گرفتم.شبا هم بد مي‌خوابم مخصوصاً ديشب خيلي همه‌جام مي‌خاريد و اصلاً خوابم نمي‌برد و هم خيلي گريه كردم.

يه مدته اصلاً غذايي رو كه كسي بهم بده نمي‌خورم حتماً‌ بايد بذارن جلوم خودم بردارم و بذارم تو دهنم. البته هيچ تضميني هم نيست كه توي دهنم بره. اينه كه خيلي غذا مي‌خوردم حالا كمتر هم شده. فقط شير مي‌خورم.

جديداً شديداً تر به بابام وابسته شدم . مامان همش نگرانه كه اين يه ماه و نيمي كه بابام نيست من مريض بشم. اصلاً وقتي بابام هست به هيچ بني بشر ديگه‌اي محلٌ سگ هم نمي‌ذارم.

كلي فوتباليست شدم براي خودم . همش تو خونه راه مي‌رم هر توپي جلوي پام باشه مي‌شوتم. ديشب هم با مامان نشستيم بازي ايران و چين رو ديديم . كلي شرمنده شدم از اينكه تنها كسي كه پنالتيش رو گل نكرد مازيار زارع بود . آخه چون هم اسممه، روش تعصب دارم!

رادين جون من اون كتاب رو دارم ولي از زبان اشاره خودم استفاده مي‌كنم و در ضمن جيغ هم مي‌زنم. بازم مرسي از راهنماييت . ولي جيغ يه حال ديگه مي‌ده . امتحان كن. وقتي جيغ مي‌زني يهو همه شروع مي‌كنن به دويدن براي برطرف كردن خواسته‌هاي تو . و يك حالي مي‌ده!

مامانم و من به يه مشكلي برخورديم. وقتي به من مي‌گه جوجو چي مي‌گه من مي‌گم تيك تيك . حالا با صداي ساعت يه‌كم قاطي شده . چيكار كنيم؟

فعلاً بايد برم به كارام برسم.