مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker بابا بوس - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
بابا بوس

قطار چي‌مي‌گه؟ اَ‌ اَ تي تي.

چراغ چي مي‌شه؟ تي شَن.

گاوه چي‌مي‌گه ؟ ماااااااااا.

سلام مامان. سَ.

اينا حرفاي جديد منن. كاراي جديدم هم اينه كه مامان مي‌گه عشق من كيه؟(‌باز با خاله شيدا چشم و هم چشمي كرد!) منم دستم رو مي‌برم بالا. وقتي مي‌خوام كانال تلويزيون رو عوض كنم دوتا مي‌زنم پشتش!!! آخه كنترل خونمون باطرياش شل شده مامان و بابام مي‌زدن پشتش كه كار كنه. با چنگال غذا مي‌خورم. البته قبلاً هم بلد بودم ولي با چنگال دستام اينكار رو مي‌كردم حالا با چنگال فلزي!!!

دلم براي بابام خيلي تنگ شده . روز اول كه رفت چيزي نگفتم صبح كه پاشدم ديدم بابا تو تخت نيست هي صداش كردم انتظار داشتم كه بياد تو اتاق ولي وقتي نيومد گريه كردم. ولي بعد كه ديدم مامان داره غصه مي‌خوره ساكت شدم كه بهش قوت قلب بدم و شروع كردم بوسش كردن و باهاش خنديدم كه ديگه غصه نخوره. ديشب هم تلفني با بابا صحبت كردم . هي صداش كردم گفتم بابا بابا بعدم براش ۳ تا بوس فرستادم. اونم دلش براي من خيلي تنگ شده. از صداش معلوم بود. ولي مي‌دونين چي، بابام تو سربازي ارشد شده. من هميشه به بابام افتخار مي‌كنم. هر جا كه هست و تو هر كاري بهترينه.

اينم چون دلم براي بابا تنگ شده. عكس مال عيد ۸۵ مشهد از خاله تكتم.

تا بعد