مازیار بیرقدار

Lilypie 3rd Birthday Ticker جوجوي مسافر - جوجو بيرقدار

جوجو بيرقدار
جوجوي مسافر

من پيشرفتهاي حيواني پيدا كردم. به خر مي‌گم عر! ‌به ميمون مي‌گم ميمه. به طوطي مي‌گم طي‌طي . و خب چون زياد پيش نمي‌آد كه من كلمات رو غلط بگم مامانم ذوق كرده! من معتقدم : كم گوي و گزيده گوي چون در!

تازگي به پيانو هم مي‌گم احسان! خب وقتي هميشه عمو احسان كه مياد برام پيانو مي‌زنه حق دارم ديگه.

يه سه چهار روزه يه دندون جديد در آوردم. منتها با دندون قبليام يه دونه فاصله داره و يه جاي خالي بالا سمت راست مونده. منم همش زبونم يا انگشتم رو مي‌كنم لاي دندونام! ولي اين عكس رو به ياد اولين دو دندوني كه در آوردم مي‌ذارم

روز شنبه رفتيم جام جم با مامان و مامان‌بزرگ بتهم رفتيم كافي شاپاي سيب خوردم. بعدشم من رو گذاشتن توي قسمت بازي منم كلي بازي كردم و بعدم رفتم چند بار سرسره سوار شدم كه البته چون كماكان وقتي مي خوام سر بخورم با سر ميام پايين مامان اومد پيشم . سري بعدي كه اومدم از پله‌ها بيام بالا يه بچه پررو ۴ ساله اومد من رو از روز پله سرسره هل داد منم افتادم زمين و حالا گريه نكن كي گريه كن. آخه منم جون دوست. بعد از اون هروقت خواستم از پله سرسره برم بالا هي نگاه مي‌كردم ببينم پسره كجاس كه يه وقت نياد من رو هل بده يه پله مي‌رفتم دوباره از لاي پله‌ها نگاه مي كردم ببينم كجاس !!! تازه آخرش كه داشتيم مي‌امديم مامان به من مي‌گه با دوستت باي باي كن! آخه چه دوستي كه آدم رو هل مي ده پرت مي‌كنه زمين... خلاصه كه اينجوري . بعدشم از اونجا رفتيم اسكان . منم رفتم پيش دوستام(خانوم فروشنده‌هاي اسكان) و كلي هم با اونا بازي كرديم . بعدم رفتيم تو مغازه پوما و با همه فروشنده‌هاي دختر و پسر قرتي اونجا هم به قول بابام يه صنمي ريختم. تازه اسم يكي از پسرهاي اونجا هم مازيار بود . خلاصه كه خوش گذشت . بعدم رفتم خونه مامان‌بزرگ مامان و كلي بازي كردم و بنابراين كلاً يادم رفت كه براي بابام غصه بخورم. ولي از وقتي بابام رفته شبا باز بد مي‌خوابم . هر شب نصفه شب با جيغ وگريه بيدار مي‌شم و تا يه مدتي خوابم نمي‌بره.

به هر حال فردا دارم مي‌رم دبي. قراره اوستا رو ببينم. قراره با مامانامون بريم جاهاي هيجان انگيز!‌ حالا شايد اونجا كه خيلي سرم گرم مي‌شه و خسته مي‌شم شبا خوب بخوابم. خاله مريم مامان تازه مي‌فهمه شما با نخوابيدناي تارا چي مي‌كشين!!!

ديگه بايد برم چمدونام رو ببندم. زود برمي‌گردم . خدافظ