پياده روي در سواحل درياي خزر

من راه مي‌رم! البته نه كه فكر كنيد راهِ راه ها ۵ يا ۶ قدم مي‌رم تا برسم به چيزي يا كسي كه در حواليم وجود داره. البته ۱۰۰ دفعه هم تو اين چند روز افتادم و سر وكلم خورده اينور و اونور.

راه رفتن رو تو شمال شروع كردم . آخه ما شمال بوديم . خيلي هم بهم خوش گذشت . يه دقه سرد بود من با كلاه و ژيله مي‌رفتم بيرون، يه دقه بعد لباسام رو درمي‌آوردن و مي‌بردنم تو دريا!!! بهترين روزش هم اون روزي بود كه رفتيم ويلاي شايا اينا و باهم رفتيم پارك توي محوطشون و بازي كرديم . اون عكسي كه توي فوتوبلاگم هستش هم روي سرسرۀ همونجاس. از شهر حسين اينا هم رد شديم ولي مامانم يادش رفته بود بهش بگه من دارم ميام! ولي يه پارك اونجا بود ،‌ اونقدر سرسرۀ بزرگي داشت كه ۳ تا سرسره ازش منشعب مي‌شد. تو شمال هر وقت از ويلا مي‌اومديم بيرون من همش مي‌گفتم پيشي . وقتي هم كه سگ مي‌ديدم مي‌گفتم هاپو .هاپ هاپ هاپ.

كلمه كتاب رو ياد گرفتم . نه اينكه بگم‌ها، نه !‌ وقتي مامانم مي‌گه كتاب رو بده،‌ كتاب رو بر‌مي‌دارم و بهش مي‌دم. ياد گرفتم لگو هام رو روي هم مي‌ذارم. البته اگر شانس بيارم انگشتم تو سوراخ لگوهه نباشه! و از بالاش گرفته باشمش.

/ 3 نظر / 10 بازدید
sara

khodaro shokr ye post neveshtin !koli delam baraye maziar kocholo tang shode budbaba zood be zood update konid toro khodaaksesham kheili khoshgel bud

شهرزاد مامان حسين

سلام مازيار جون. اين دفعه که اومدين شمال قبلش خودت به مامان يادآوری کن که برام کامنت بذاره در هر صورت اميدوارم هميشه بهت خوش بگذره و راه رفتنت هم مبارک.

ثمين

سفرخوش بگذره دوست عزيز اگه دلت خواست به وبلاگ من هم يه سری بزن اونجااز آشپزی گرفته تامقاله های پزشکی وروانشناسی وحرف دل ومتنای عاشقونه ،همه وهمه پيداميشه....خوشحال ميشم دوستيمون بيشتربشه...آدرس وبلاگ من begoo.blogfa.com