يه بوس بده...

من كلي دارم بزرگ مي‌شم ها ! هاپو پيشي و هاپ هاپ و آب و مامان و بابا و به‌به و دَ دَ و اينا كه درست و به موقع مي‌گم هيچي راه رفتنم هيچي . كل اجزاي صورت رو ياد گرفتم به علاوه دست و پا.وقتي بهم مي‌گن زبونت كو ؟دهنم رو اندازه اسب آبي باز مي‌كنم و زبونم رو تكون مي‌دم.سرفه الكي و خميازه الكي بلد شدم. بازيهاي زيادي هم بلدم مثل اتل متل ، لي لي حوضك ،كلاغ پر، تاپ تاپ خمير (‌كه يا دست خودم رو مي‌برم بالا يا دست يكي رو مي‌گيرم و بلند مي‌كنم) . ياد گرفتم بگم بوس و عشق و وقتي بهم مي‌گن فرنچ كيس كن دهنم رو باز مي‌كنم و لب طرف رو مي‌خورم!!!! البته طرف بايد مامانم يا بابام يا ديگه حداكثر از اقوام درجه يك و محارم باشه.

با بابام وقتي از شركت ميادكلي بازي مي‌كنيم با اسباب بازيام سرسره بازي مي‌كنيم و لگو بازي.با بابابزرگم هم هل بازي مي‌كنم و تا بغلم مي‌كنه خودكارش رو از جيبش در ميارم و پرت مي‌كنم زمين.

جمعه شب با مامان و بابا رفتيم سرزمين عجايب كه من !!!‌بازي كنم ولي نشون به اون نشون كه من از اول تا آخر تو بغل بابا در حال مكيدن شصتم بودم و مامانم هي از اين‌ور به اون‌ور مي‌دوويد و بازي مي‌كرد چند تا هم از اين بليطهاي جايزه برد و باهاش يه عروسك بي‌ريخت گرفت!‌ من فقط از مي‌ني بولينگ خوشم اومد . اونم از فضاش و موكتش و توپاش . ولي هنوز نمي‌تونم توپش رو دستم بگيرم چون سنگينه! بعدش هم رفتيم خونه خاله مرمر و عمو علي و من كلي بازي كردم خاله مرمر برام يه پازل ابري خوشگل خريده بود. عمو احسان و عمو حسام هم اومدن و خلاصه خيلي خوش گذشت.

ديشب هم با خاله سارا و دوستاش رفتيم رستوران اردك آبي و افطاري خورديم. منم سبزي پلو ماهي و سوپ و آش و كيك و شله زرد و ... خوردم!‌

فعلاً تا بعد يه بوس معمولي11.gif

/ 5 نظر / 5 بازدید
خاله فرنايس

اولن که جوجو جونم تولد ۱۱ ماهگيت مبارک !‌ پارسال دقيقن همين موقعها بود که وبلاگتو برا اولين بار خوندم. جوجو ميگم حالا نميشه يکی از اون بوس تفکيا به مام بدی ؟‌

خاله سحر

من بميرم که اين مامان و بابات خوابت رو می‌آرن خونه‌ی خاله‌سحر/عمو منصور .

شهرزاد مامان حسين

سلام مازيار جون. می بينم هربار می يام اينجا با يه شاهکار جديدی از طرف شما مواجه می شم . حرف زدنت، بوسيدنت، خميازه ی الکی ... ای جونم. منم از دور يه بوس معمولی می کنمت. شاد باشی .

نگين

اخی....تو خيلی نازی.............به منم سر بزن