تا آخرين نفس راهت را ادامه خواهم داد ای پدر!

من يه چند روزيه كه می‌تونم به اين مامان خنگم بفهمونم كه تكون می‌خورم . آخه من چهار ماهه هی توی شيكم مامانم از اين ور به اون ور می‌شم ولی انگار نه انگار. تازه من كه اينهمه خودم رو كشتم و نصفه شبی با كله كوبيدم تو دل مامانم تازه خانوم صبح پاشده می‌گه فكر كنم پسره يه وولكی خورد!!!12.gif منم با مامانم قهر كردم و از اون شب تصميم گرفتم تمام عقده‌های اديپی رو كنار بذارم و عين بابام بشم . اينه كه تا شب و وقت خواب می‌شه من پامی‌شم و وول می‌زنم و با بابام بيدار می‌مونيم فيلم می‌بينيم. مامانم هم همون جا می‌خوابه .صبح كه بايد بيدار باشم می‌خوابم! من عاشق بابامم!07.gif

چهارشنبه كه فوتبال بود هم حال مامانمو گرفتم!16.gif آخه واسه من هيجانی می‌شه . فكر نمی‌كنه من آسيب می‌بينم. اول بازی كه توپ خورد تو تير دروازه مامانم پريد هوا منم يه نيشگون محكم گرفتم كه تا آخر بازی مامانم دلش درد می‌كرد. اون شب عروسی هم رفتيم كه خيلی خوش گذشت . اونقدر با بابام رقصيديم. من هی می‌پريدم بالا پايين. البته خودم نمی‌خواستم ولی يه جوری می‌شد كه اينجوری می‌شد ديگه! خلاصه اولين عروسی زندگيم رو هم رفتم.

فعلاً‌ خدافظ23.gif

/ 4 نظر / 7 بازدید
سپهر

جوجو يادت باشه که از حالا بايد تمرين کنی تا نزاری مامان شبها بخوابه. من اين کار را از شکم مامان شروع کردم و تا همين يک ماه پيش ادامه دادم.آخرش دلم برای مامان سوخت و خوابيدم.

ماندانا

خاله جون اینقدر مامانت رو اذیت نکن. پسر خوبی باش. آفرین.

خانم شین

سولماز رحم کن به این بچه :) بچه فکر می کنه دنیا همه اش در حال جهیدنه!!

خاله بهاره

آفرين جوجو طلا. ميبينم که تو هم متوجه شدی که ما فاميل شوهر رسم داريم که هی حال اين عروسهای فاميل رو بگيريم.دمت گرم جوجو جون. ثابت کردي از تخم و ترکه خودمون هستی. بازم به مامانت لگد بزن. و يادت باشه از اين به بعد ميتونی هم گازش بگيری و هم نيشگون. ولی هميشه حرف حرف باباجونته!!