مهندس بیرقدار

نمی دونم چرا از وقتی بیشتر حرف می زنم آدما بیشتر مسخرم می کنن . نامردا بهم می گن یه چیزی بگو بعد که می گم بهم می خندن. هرچی هم من می گم بابا خودتون گفتین چرا می خندین؟ کسی جوابی به من نمی ده!

 

اسم اکثر میوه ها رو بلدم ولی بعضی هارو فقط اولش رو می گم . مثل زرد آلو که بهش می گم زرد و انگور که نمی تونم بگم بهش چی می گم !!!!

 

چند روز پیش با مامان توی ماشین نشسته بودیم . یه آقایی با لباس پاره و کثیف اومد دم ماشین و یه چیزایی به مامان گفت . مامان هم بهش گفت ببخشید. منم گفتم ببهشید! مامان هم کلی قربونم رفت . منم فکر کردم حرف جالبی زدم . از اون موقع هرکس اومد دم ماشین یا هرماشینی که بغل ماشین ما وایساد که من آدمش رو می دیدم بهش می گفتم ببهشید!!!!!

 

یاد گرفتم بگم بیرق دار!

 

از اون روز که دیدم رادین کار می کنه منم تصمیم گرفتم برم سرکار. به هر حال خرج داریم وپسرم هستیم و نمی شه دستمون تو جیب بابامون باشه! خلاصه که رفتیم تو کار ساخت و ساز

 

5zf1veq.jpg 

بابا مهندس این آکس ستونها رو که غلط در آوردی

 

4ov1pau.jpg

 

اّه حالا باید کلی دوباره نقشه ستونها رو در بیارم

 

625258y.jpg 

این عکس زیر توی بالکن خونه خاله مرمره البته مامان اینو ندیده بود وگرنه از همون بالکن بابا رو انداخته بود پایین!!!!

 

4pl05qx.jpg

 

یه قرار وبلاگی خیلی شلوغ هم داشتیم . ولی من مریض بودم و طبق معمول بداخلاق. اصولاً هروقت مامان به من اطلاع بده که قرار وبلاگی داریم یا قراره مهمونی بریم من سعی می کنم برنامه خوابم رو توی بریزم که خوابالوترین و بداخلاق ترین حال زندگیم باشم…

یه مهمونی گنده هم مامان فوفو گرفته بود که یه دختر خوشگل هم دعوت بود و ما کلی باهم رقصیدیم. عکسش رو آیدا داره ازش می‌گیرم می‌ذارم.البته اون روز به من نگفتن مهمونیه و من خوش‌اخلاق بودم!

فعلاً همین تا بعد27.gif

/ 14 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عشق مازيار

آخ اين مازيار چقد عسل و مرباس

سمیه مامان ایلیا

آقا مازيار عسلی پس حرف زدن ياد گرفتی بامزه ترم شدی . حيف که من عکسات و نديدم. به اين مامانيت بگو تو رو خدا عکسات و از تی نی پيک نزاره . از دراپ شاتز بزاره بهتره ها .

مامان ديبا و پرند

سلام دوستم ببخشين ما دختر دار هستيم و از همين الان توی کار حساب و کتابيم .اين آقای مهندس خونه و ماشين و اینا هم دارن !!!!!!

مامان ديبا و پرند

سلام دوستم مجدد من هنوز به اين آدرس جديد عادت نکردم . خواستين تشريف بيارين خواستگاري منزل ما 0ir است . توي كامنت پاييني اشتباه نوشتيم.

....

عجب خوشتيپه مواظبش باش

مامان مهسا

جناب مهندس بیرقدار، حالا اگه یه کم بیشتر اینطرفا بیای و زود زود بنویسی که از کلاست کم نمی شه!!

خاله مرمر

جيگر ژستاتو برم مهندس

خانم شين

با همين عکسا می تونی يه پست تو وبلاگ بازی بنويسی و اسمشو بذاری بازی تو کارگاه ساختمانی يا يه چيزی تو اين مايه ها. مطمئنم که خيلی جالب ميشه و برای کسانی که نمی دونن هم قطعا قابل استفاده است. ديگه اينکه لطفا وقتی پينگ می کنی دات آی آر رو هم پينگ کن تا دل من هم شاد بشه!