بازم سخنان گهربار!

 

1-مامان در حال نواختن آهنگ تولد با نتهای بالای پیانو

من: مامان با صدای بزرگ پیانو بزن!

من با لباس های خوشگلی که خاله شری و دنیل برام از کانادا فرستادن

2-مامان چراغ آشپزخانه را خاموش می کند

من: مامان تو برق رو رفتی؟

من در حال انجام حرکات موزون همراه با خواندن آهنگ تولد

3-توضیح: من عاشق یک پازل 1000 قطعه پلنگ صورتی هستم که لگوی تندیس سنتر می فروشه!

صبح موقع خارج شدن از خونه

من: بابا امروز بریم تندیس

بابا : باشه عصری می ریم

من( رو به جلد دی وی دی پلنگ صورتی):بای بایفعلاٌ خدافظ . تو تندیس می بینمت!!

من در حال در اوردن ادای پلنگ صورتی یه شکم قلمبه

4-من: این آهنگ رو نذار . اون آهنگ رو که من دوست دارم بذار.اونی که من باهاش می خونم. این آهنگ اصلاً بامزه نیست!!!

من پس از شنا و قل خوردن و آب خوردن و شن خوردن در آبهای دریای خزر

5-بابا در حال حرف زدن با مامان : دیروز آقای ... رو دیدم. ازش پرسیدم که خونش فروشی یه یا نه....

من: بابا من رو گفتی؟(اصولاً تازگیها همش دغدغه من اینه که همه راجع به من حرف بزنن! )

می بینین گاهی من رو کلاً نادیده می گیرن!

پ.ن.: فهمیدین که ما تعطیلات رفته بودیم شمال؟!؟

 

/ 7 نظر / 29 بازدید
FarNice

وای . الهی من قربونت برم تو انقده بامزه شدی. دلم برات یه ذره شده مازی جونم. :×××××××

مکین

مااااز! آخه این انصافه پسر!؟ فرنایس که اون سر دنیاس همون قد تو رو ندیده باشه و دلش تنگ شده باشه که ما!

FarNice

اٍٍ راس میگی مکین ؟ پس خوشحال باشم ؟‌( دو نقطه بدجنسی )

مکین

آره باور کن! با بدجنسی تمام خوش‌حال باش فرنایس. آخرین بار حدافل یک ماه پیش بوده. پسرم ببخشید ها این دو تا خاله‌ها این‌جا تو کامنت‌دونی شما چت می‌کنن.[ماچ]

بی تا

من کلی از اون عکس دومت خوشم اومد. برات از ته دل آرزو کردم همیشه همین قدر شاد و شنگول باشی.

مریم

وااای چه عکسایی! ببینیمتون بابا دلمون تنگ شده.[ماچ]

مریم

وااای چه عکسایی! ببینیمتون بابا دلمون تنگ شده.[ماچ]