جوجو شاعر شعر نو!

من جديداً يه تكونای باحالی می‌خورم كه :

همچون تلاطم امواج بی‌كران دريا در درون مادرم شكل می‌گيرد...

آه ....

 و در آندم كه اين تلاطمات شور می‌گيرد مادرم سونامی را در درونش تجره می‌كند و من خسته می‌شوم و بعدنش می‌خوابم! امواجی كه تلاطم آنها از روی شلوار پيش‌سينه دار مادرم در معرض ديد همه قرار می‌گيرد

و زنانی كه به من عاشق هستند قربان صدقه‌ام می‌روند:

خاله سحر می‌گويد اللللللللاهی و خاله مريم مرا می‌مالاند و می‌گويد قربونت برم خاله! 

حال كردين چه شعر قشنگ و لطيفی گفتم؟13.gif به عمو احسان می‌گم روش آهنگ بذاره شايدم اجازه دادم تو كاستشون ضبطش كنن.

خدافظ23.gif

/ 3 نظر / 6 بازدید
ماندانا

جوجو جان فکر می کنم دیگه چیزی به دنیا اومدنت نمونده باشه. یه شعر نو هم برای خاله فرانکلین بگو.

Maryam

چذا آپدیت نمی کنی؟؟؟؟ دق کردم!

اروند

منتظر خريد اون کاست می مونم!