جوجو عجله داره

صبر كن ! الان ميام.

واي بايد زود برم . مامان جلسه داره فقط اومدم بگم پريروز رفتم دكتر. وزن ۸:۵۰۰ و قدم ۷۲ سانت بود . براي اولين بار دكتر از وزنم راضي بود!!!

خب اومدم وايسا!!

مامان و ددر رو حسابي بكار مي‌برم و بابا و آيدا هم گاهي . هروقت دلم بخواد دست مي‌زنم (دسدسي) ولي خيلي به‌ندرت! از بچه‌هاي ۵  يا ۶ ساله خيلي خوشم مياد. عاشق بلوكاي خونه سازي تله تابيزم هستم و هي از ظرفشون در ميارم بعد دوباره ميندازم توي ظرف. هرشب هم يكيشون رو بر اساس رنگ انتخاب مي‌كنم و دائم مي‌جومش!

ديروز مامان برام دو تا كتاب و يه اسباب بازي (از همون تله تابيزا) و يه كيف كوله پشتي خيلي خوشگل قرمز خريد. اين اولين كيف زندگ...........

آيييييييي چرا مي‌كشي خب اومدم.. آخ ول كن اومددددممممم. 

/ 2 نظر / 5 بازدید
سروش

سلام مازیار (نمی دونم اسمت رو درست گفتم یا نه؟) من سروشم وفکر می کنم ۱ هفته از تو کوچکتر باشم‌ من هم بابا ماما و ددر را بلدم بگم ولی اين مامانم من را خل می کند مدام کتاب می خواند وبعدش مطالب کتاب را روی من پياده می کند وقتی مامان خواب بود کتاب را از روی زمين برداشتم اسم کتاب: همه کودکان تيزهوشند اگر... کتاب خوشگلی بود کلی هم به خودم اميدوار شدم چون خيلی از کارهای داخل کتاب را الان بلدم انجام دهم تازه جالب بود که عکس اسباب بازی هايم را داخل کتاب انداخته بودند وزن من ۸:۳۰۰ و قدم ۷۳ است ولی بابايی و مامانی من خيلی از غذاهايی خوشمزه ای که خودشان می خورند به من نمی دهند چون دکترم گفته خیلی از آدم بزرگهايی که ناراحتی معده دارند همونايی هستند که در بچگی زود بعضی از غذاها را خورده اند (يه صحبتی هم از یه جونوری به اسم آنزيم کرد) ببخشید من خیلی حرف می زنم بابایی من شبها که می خواهد بخوابد از این موضوع شاکی است