مكالمات مامان و جوجو

۱-توضيح : مامان من هر روز يه سر به وبلاگ مامان سينا مي‌زنه هرچي سينا ياد گرفته باشه از اون روز شروع مي‌كنه به تمرين كردن با من كه منم تا ۳ هفته بعد ياد بگيرم. اخيراً ترينش هم دندون بود.

مامان: مازيار جون بگو دندون

من : آيدا

مامان: نه مامان دن دون

من : آي دا

مامان : دددددنننننن دددددووووووونننننن

من : آآآآآآآييييييييي ددددددآآآآآآآآآآآآآ

مامان : نه مامان د د د د د دندون

من : دايدا!!!24.gif

مامان :14.gif

                                         *****************

۲-امروز صبح بابام نبود . صبح زور رفته بود بندر عباس . 

من: (‌توي روروك دم در توالت) بابابابابابا

مامان: مازيارم بابا رفته بندرعباس شب مياد اون تو نيست.

من: ماماماماماما

مامان : جانم مامان؟

من : شيشكي!!!!!03.gif

                                            ****************

حالا به مشروح اخبار توجه كنيد.

من بلدم موهاي خودم و ديگران رو برس بكشم . البته مدتيه كه ارتباط برس با سر رو فهميده بودم ولي هميشه مي‌كوبيدمش تو سر كسي كه بهم مي‌گفت موهاشو برس بكشم! مسواك هم مي‌زنم.

گوش و دماغ رو ياد گرفتم ولي مال ديگران رو. هنوز مطمئن نيستم كه خودم گوش و دماغ دارم يا نه!‌

كلمه جديدي كه مي‌گم اينه: هيژده! همون ۱۸ خودمون. حالا اين فلسفش چيه به خودم مربوطه! اين مامانم هي گير مي‌ده مي‌گه چرا مي‌گي ۱۸.

توي آسانسور ياد گرفتم كه وقتي به ۰ يا ۴ رسيديم بايد در رو باز كنم.

ياد گرفتم كه تلويزيون رو با دكمه قرمزش بايد روشن و خاموش كرد. و روزی ۱۰۰ بار اين كار رو می‌كنم . بعدشم سعی می‌كنم بياد روی BABY TV و اگر نياد مامان رو صدا می‌كنم و ريموت رو می‌دم دستش و می‌گم اه يعنی كانال رو عوض كن.

توي ايستادن دارم مهارت پيدا مي‌كنم.

عاشق بابا و بابابزرگم هستم كماكان.

در ضمن از همينجا از همه دوستان و خالهان و عموان عزيز كه وبلاگم رو مي‌خونن و برام كامنت مي‌ذارن مرسي و از شما براي تماشاي من در فتوبلاگم كه لينكش‌اين بغله دعوت مي‌شود. مامانم حال عكس اينجا گذاشتن نداره . تا كل قضيه رو منتقل كنه به ‌‌‌‌‌‌‌ بلاگ اسپات و اونجا عكس بذاره . شايدم مثل اون قول قبليش دودر كنه!

۵ شنبه هم قراره دوستام بيان خونمون. سينا ،شايا، تارا و .... آهان يادم نبود عمو نادر و خاله شكيبا براي من دوستي نياوردن . هيچي! 

حسين جون خونه شما كجاي شماله كه وقتي اومدم بيام ببينمت؟ ها؟

تا بعد27.gif

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هنر دوست

سلام,سایتتون جالبه ,به این سایت هم سر بزنید , مطمعنا به دردتون میخوره:

شهرزاد مامان حسين

سلام مازيار خوشگله. بگو:دندون. بگو:دنننندووون. اين لينک عکساتم خاله رفتم ولی هيچ کدام از عکسها باز نشد که نشد. ولی خودمونيم ها چه کارايی بلد شدی. نشون ميده خيلی باهوشی خاله. در ضمن ما نور زندگی می کنيم. قدمتون روی چشم . بيا خاله تورو ببينه اما از بس اينجا شيين زبونی کرده مطمئنا با ديدين يه بچه ۱۰ ماهه که حرف نمی زنه خاله تعجب خواهد کرد. به مامانی سلام برسون.

سر هرمس مارانا

ما يک توضيح واضحاتی بدهيم ها اين وسط! آن توالتی که شما رفتی دم‌اش و ما را صدا کرديُ يک‌جورهايی اتاق کتاب‌خانی ما است! اين است که عمومن هنگام مطالعه آن جا هستيم. کاری داشتی اس‌ام‌اس بزن پسرم!

خانم شين

يه چيز سختتر بگم ؟ سينا حليم و ته ديگ رو هم ميگه! از بس ما شکموييم ديگه ! همه اش بچه ام اينجور کلمه ها رو می شنوه!

کلاغ سياهه

خوش بحالت. دختر من ۱ سالشه و غير از ماما و پاپا و يس هيچی نميگه. نگران شدم!

FarNice

خب معلومه جوجو . تو باهوش ترين جوجوی روی کره زمينی!

خاله سحر

ببين عزيزم! (ديگه بزرگ شدی قربونت برم نمی‌گم جوجو) انقد اين‌جا دلبری کردی که کامنت‌های عاشقونه‌ی بی‌نام و نشون واست می‌ذارن!

نقطه

کاش وقتی ديدی ميگه آيدا تو ميگفتی آيدا يه وقت ميديدی ميگه دندون!راستی جوجو جون آيدای عمو نويد اينا رو که صدا نميزدي

کپلی

قربونت برم خاله که اينقدر تند تند چيز ياد ميگير . به مام بگو برات کيلو کيلو اسفند دود کنه . چون جديدا از توی اينترنت هم آدمو چشم ميزنن .

کپلی

ميگيری و مامی . آخر شبه جون ندارم .