جوجو غذاخور می‌شود!

من از روز شنبه شروع كردم به سرلاك خوردن البته چون ۶ ماهم نشده يه چيز آب‌زيپو با غلظت يك سوم عادی  اونم ۴ قاشق می‌ريزن تو حلقم!

از روز دوشنبه مامان رفته سركار ولی قضيه ناموس كه يادتونه؟ من اصلاً خوش ندارم زن جماعت از خونه بياد بيرون چه رسد به اينكه بخواد كارم بكنه و با هزار و يك مرد نامحرم حرف بزنه.خلاصه كه ساعت يازده يازده و نيم كه دوزاريم می‌افته كه اين مامانه در رفته شروع می‌كنم به گريه البته از گشنگی هم هست ولی شيشه شير به هيچ عنوان نمی‌خورم تا مامان مجبور شه برگرده اينه كه اين سه روزه ظهرا مامانم رو به زور می‌كشونم خونه.16.gif04.gif

ديشب كه چارشنبه سوری بود يه جای باحالی‌ رفتيم!! خونه نويسنده مدرسه موشها ! تازه بابای زی‌زی‌گولو و آقای حكايتی و.... هم بودن . ولی خب من كه برنامه‌هاشون رو نديدم كه دوسشون داشته باشم . اين بود كه بعد از يه مدت خوابيدم!24.gif

امشب قراره برم واكسن بزنم . 26.gif 

خدافظ23.gif

/ 3 نظر / 7 بازدید
خاله سحر

قربونت برم٬ خودم برات ادای همه‌ی موش‌هاشو درمی‌آرم که فکر کنی دیدی! واکسنت هم اصلا درد نداره من قول می‌دم. :*

خاله تکتم

خاله سحر اصلا قرار بذاریم من و شما وخاله مرمرو...همه مون موش شیم و مدرسه موشها رو بازی کنیم جالب میشه ها!بچه گناه داره خوب مدرسه موشها رو ندیده!

محمد غلامي

بابا ايوالله حقي نتيجه حاج حبيب هستي ها !