جوجو وولوو

كم كم همه دارن حضور منو حس می‌كنن. بجز مامانم كه الان مدتيه وول زدن منو می‌فهمه اول مامان بزرگم فهميد تو اين روزايی كه با مامانم می‌رفتيم خونشون كه برای نونو (پدربزرگ مامان) غصه بخوريم! يه روز ظهر كه مامان دراز كشيده بود من شروع كردم به وول خوردن مامان هم تندی دست مامان بزرگ رو فشار داد به من،منم كه له شده بودم يه وول ديگه زدم31.gif اونقدر مامان‌بزرگ ذوق كرد كه اصلاً يادش رفت ما اومديم غصه بخوريم!03.gif05.gifخلاٌصه كه هركی غصه داره بگه من براش وول بزنم خوشحال شه. بعدشم كه ديروز مامانم كه عاشق ماكارونيه ۳ تا بشقاب خورد و من بيچاره جام خيلی تنگ شد و داشتم له می‌شدم اين بود كه شروع كردم دست و پا زدن كه يه خورده جام واشه كه دوباره دو تا دست پشت سرهم اومد تو كللم و دل و رودم ديدم به به خاله سارا و خاله هيدا دارن منو فشار می‌دن و قربون صدقم می‌رن26.gif. آخرشم بابام در ادامه تلاش من برای باز كردن جا زير معده گنده مامان وول زدن منو حس كرد. ولی يه مقدار ذوق كرد بعد از يه ساعت فكر كرد شايد كم ذوق كرده دوباره هم ذوق كرد!!!!11.gif

من امشب دارم می‌رم مشهد كه خانواده بابام منو ببينن. بعد كه برگشتم می‌گم كيا رو ديديم و چی شد . تازه خاله مرمر و عمو علی هم با ما سوار هواپيما می‌شن هورا35.gif فقط فكر كنم قراره بازم كلی جام تنگ شه چون مامان همش می‌گه اول معجون می‌خورم بعد شير نارگيل بعد شير موز و كيك بعد پيتزا بعد شيشليك ...

خدافظ23.gif

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
یک دوست

سلام.چقدر قشنگ نوشتی.افرین.راستش من ارزو داشتن یکی مثل تو را دارم ولی خب..... خوش باشی و موفق

لی لی

سلام جوجو بيرقدار! با من دوس ميشی؟ من یه خرده ازت بزرگترم. عاشق رنگ صورتی هم هستم. دنبال یه دوس پسر اریجینال هم میگردم که شاید تو باشی:))))

ماندانا

جوجو جان، یه وول درست و حسابی هم برای خاله فرانکلین بزن شاید یه کم از غصه ها شو فراموش کنه. فسقلی مشهد خوش بگذره.

سعیده

خيلی قشنگ بود خوشگله . شدم مشتری سايتت . راستی رفتی مشهد من و هم دعا کن من خيلی دورم و دلم خيلی تنگ شده .

لی لی

سلام جوجو کجایی بیا دلم برات تنگ شده:((((

ghomar-e- akhar

جوجو جون عجب مامان و بابای با مزه ای داری تو!‌:)) خوشم اومد!‌:)))