جوجوي بافرهنگ

تو اين عكس مامان بهم گفت دندوناتو نشون بده! البته مال دو روز قبل از تولدم بوده و هنوز ۸ دندونه نشدم!

جمعه‌اي با دوستام رفتيم play house البته تارا نيومد.كيان هم كه برگشته كانادا. به‌جاش عرشيا اومده بود از دبي دوست سينا بود.من خيليش رو خواب بودم . بعدشم مامان به زور بيدارم كرد و منم از اين موضوع كفري شدم . بعدِ كلٌي تازه داشت حالم بهتر مي‌شد كه ديگه اومديم بيرون . از اونجا هم با شايا و مامان و باباش رفتيم رستوران. اونجا هم هي واسه خودم راه رفتم و بازي كردم ولي اين‌بار شايا خوابيد! اونجا يه دوست پيدا كردم اسمش كيارش بود. خلاصه كه خوش گذشت فقط آخرش دم در يخ زده بود پام سر خورد افتادم زمين! اونم با پس كلٌه . اصولاً  تازگيها همش مي‌خورم زمين. آخه مي‌خوام تند راه برم يادم مي‌ره جلوي پام رو نگاه كنم.! 

جديداً جيغ جيغو شدم . اوستا هم همسن من كه بود جيغ جيغو شده بود. يادته اوستا جونم؟ آخه هي مي‌خوام حرف بزنم و يه چيزايي رو به اين مامان و بابام حالي كنم . ولي اونا نمي‌فهمن. منم جيغ مي‌زنم و با انگشت چيزي كه مي‌خوام رو نشون مي‌دم. يا مثلاً مامانم يه شعري رو مي‌خونه كه من نمي‌خوام يه جيغ مي‌زنم اونم شعر بعدي رو مي‌خونه و ...

يه كتابي كه جديداً دست گرفتم و خيلي بهش علاقه دارم كتاب پيشي پيشي جون چه نازي يه كه خاله سحر و عمو منصور برام خريدن. من عاشقشم و همش به پوست پيشي زبون پيشي سيبيل پيشي كه توش چسبيده دست مي‌زنم و پيش پيش و ميوميو مي كنم! پيشنهاد مي‌كنم اين كتاب رو حتماً‌ بخونيد. (چيه؟ خودم ديدم تو وبلاگا هي بهَم فيلم و كتاب پيشنهاد مي‌دين!)‌ تازه فيلم هم هست . يه سري فيلم هاي بچه انيشتين هست كه مامان كيان از كانادا آورده بود و مامان و باباي تارا به عنوان كادو براي من رايتش كردن. من خيلي اونا رو دوست دارم . اين فيلم هارو هم بهتون توصيه مي‌كنم . اونقدر پيشي و هاپو و ني‌ني داره. به عمو امير برادر عمو منصور هم مي‌سپرم كه نقد و بررسي‌شون كنه! يا اينكه فيلم‌نامشو ترجمه كنه. چون حرفاي حيووناي خارجي با مال ما فرق مي‌كنه مثلاً خروساي ايراني مي‌گن قوقولي قوقول ولي خروساي آمريكايي مي‌گن كوكودودِلدو! 

راستي قضيه روروك لو رفتا! اين مامان و باباي بدجنسم من رو گذاشتن توي روروك و رفتن قايم شدن كه ببينن من چه‌جوري اومدم بيرون. منم كه نفهميدن اونا هستن . از كنار روروك اونقدر كش اومدم به سمت زمين كه دستم رسيد به كف بعد پاهام رو هوا كردم و از توي سوراخاي روروك در آوردم و با دست رو زمين راه رفتم. رفتم جلو تا پاهام از بالاي روروك افتاد پايين! كه يهو ديدم اي دل غافل مامان و بابا هاج و واج بالاي سرم وايسادن!

مامانم مي‌گه كه از كشو خالي كردن من به ستوه اومده. من هي بهش مي‌گم بابا من خودم بعدن دوباره مي‌ذارمشون سر جاشون. فقط گاهي وقتا يادم مي‌ره و مي‌رم سراغ يه بازي ديگه.

ديگه بايد برم . يه كم سرما خوردم بايد استراحت كنم. راستي عمو منوچهر عكساي تولدم رو دادها. مرسي عمو منوچهر خيلي عكساي خوب و خوشگلي بود. بابا نوبت توئه! يكي دوتاش رو بذار ديگه. خدافظ27.gif 

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگين

سلام عزيزم...اميدوارم هميشه خندون باشی...

خاله سحر

الهی عزيزم! سرت خيلی درد گرفت؟ گريه هم کردی؟ (بی‌خود می‌گن مرد گريه نمی‌کنه ها!)

ّFarNice

تو نميگی من قلبم ضعيفه خاله جون ؟ تو که لِه کردی ما رو با اين عکست که. نمی گی جيغ ميزنم در و همسايه ها می ريزن تو ؟! الهی که من فدات شم تو اينقدِ جيگر شدی. واييييييييييييييی. مازی جونم دلم برات يه ذره شده . ماه شدييييی .

هيراد

وای مازير چقدر دندون داری..خوش به حالت..من که يدونه دندون هم ندارم:(

خانم شين

فکر کنم ارشيا رو اينجوری می نويسن خاله. البته عيبی نداره نبايد از تو زياد توقع داشته باشيم که ديکته رو خوب بلد باشی. تو که هنوز مدرسه نمی ری که!

مازيار

عرشيا با عين هم داريم با الف هم داريم من كه نمي‌دونستم اين كدومشونه! :(

پريسا

سلام جوجو کوچولو چه دندونهای سفيد و خوشگلی داری به منم سربزن موفق باشی

Vendela-minoo

مواظب خودت باش جوجوی نازنازی. خوب استراحت کن تا سرماخوردگیت خوب شه.چقدر دندونات خوشکلن! منم دارم مثل تو صاحب دندون بالا میشم ..هی هی...الان که خندیدم دیدیش؟نه؟..ا عجیبه آخه وقتی میخندم پیدا میشن ...بوس بوس

رادين

جوجوی نازنازی سلام. مامانم می گويد ما بچه ها چون نمی توانيم بگوييم چی لازم داريم مجبور هستيم جيغ بزنيم. به مامان جونت بگو يک کتابی به اسم <زبان اشاره کودک> هست که يکسری علامتهای ساده مورد نياز ما کوچولوها را ياد می دهد. اگر بتوانی زود انهايی که لازم داری ياد بگيری ديگر نيازی به جيغ زدن نداری. درضمن فرصت کردی به من سر بزن.