آمنه چشم تو جام شراب منه!

امروز يه اتفاقی افتاد که من به عقل مامانم شک کردم. آخه صبح من دراز کشيده بودم و يه صدای آهنگی می‌اومد. يه دستمال هم بغل دستم بود. منم گفتم يه کم مثل آغاسی مرحوم برقصم هم ورزشيه و هم روحيم خوب می‌شه. اينبود که دستمال رو برداشتم و شروع کردم بالا و پايين کردنش که يهو مامانم به حالت ذوق مرگ شد و گفت وای دستمال رو گرفت(۲). حالا يکی نيست بهش بگه تو متوجه رقص زيبای من نشدی گير دادی به دستمال گرفتن . تازه کلی هم به خودش فحش بد داد که چرا نمی‌ره فيلم دوربين فيلم برداری بخره که از من فيلم بگيره!

من کلی تازگی با دنيای درونيم حال می‌کنم!!! مامانم منو می‌ذاره تو يه چيزی که خاله هايده داده و من برای خودم حرف می‌زنم و دست و پا می‌زنم و حال می‌کنم. مامانم هم هی می‌ره و مياد به من می‌گه چی می‌گی . بهش می‌گم خب گوش کن ولی نمی‌فهمه!!!25.gif34.gif

طبق روال گذشته هرشب مامانم منو حموم می‌کنه (عمو امير نگران نباش هفته‌ای يه بار شامپو دارم) بعدش هم بابام ماساژم ميده که کماکان خيلی کيف داره.البته بابام فردا می‌ره مسافرت ۲ روزه و احتمالاٌ ۲ روز ماساژ تعطيله.02.gif

پنجشنبه هم يه کادو گرفتم از شهريار که ۵ سالشه اون خيلی مهربونه چون کتاب بامزی خودش رو داد به من!10.gif اميدوارم منم اونقدر مهربون بشم که چيزای خودم رو به اونای ديگه بدم...21.gif

ديگه برم 23.gif

/ 7 نظر / 18 بازدید
paybarah

آفرين به اين پسر گل که از الان دلبری و رقص را شروع کرده عزيزم به اين چيزها توجه نکن همين بی توجهی ها هست که استعدادها را خفه ميکنه شايد در نبود بابايی ،مامانی ماساژت بده از الان غصه اش را نخور تا اون موقع ببين چی پيش مياد

فرانکلین

خاله قربونت بره. به پدرت بگو زود زود عکس بذاره تو فوتوبلاگت.

سولماز

قربون رقصيدنت و کتاب خوندنت برم

سميه

از الان ياد گرفتی برقصی بزرگ بشی چی ميشی

dorna

باباااااااااااااااااااااااااااا هنرمند

بيتا

واي چقده بامزست براش اسفند دود كن نوشته هات يه جوريه كه آدمو ميكشه!!!!!!!!

روهان

سلام گوگولی مگولی بابا به قربونت بره مامان فدات بشه الهی من بمیرم برات راستی چند سالته؟